يكجا نشين

خرید بک لینک
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:خدایا ... در این شبهای نزدیک به عید سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش و حسرت خرید لباس عید رو بّر دلِ هیچ کودکی در سرزمینم هم نگذار... آمین...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... دلم سوخت یاد دوران کودکی خودم افتادم و رنج پدر و مادر هایی را که در عید شرمنده فرزندان خود میشوند را من با تمام وجودم حس میکنم.
خدایا این جامعه را اصلاح فرما . انهایی که دستشان بدهنشان میرسد اگر باندازه یک شب شام خود در سال بخواهند آنهم آبرومندانه و پنهانی به همسایه یا آشنای فقیر و بخصوص فقیر آبرومند کمک کنند خدا را آنچنانکه خود دوست دارند خواهند یافت !
خدا خودش خداست و آنطوریکه ما دوست داریم ؛ نه میشود و نه خواهد شد .
اما تجربه کن ببین در این یک مورد چه نتیجه ای میگیری


به تلگرام ما بپیوندید

مطالب دیگر از وبلاگ :


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 149 تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 23:12

پیر طریقت اینجا گفته:
اولیتر بتیمار خوردن از آن كسى نیست كه از ازل خویش او را بى آگهیست!
غافل بودن از ابد خویش از نادانى است، میان بوده و و بودنى این خواب غفلت چیست؟
آدمى را میان دو موج از آتش چه جاى بازیست؟! أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
...
گفتا: چون جان پاك از آلایش بشریّت مرغ وار از قفص خاك بیرون آید، و سوى عالم علوى قصد آشیان عزّت كند، چون بر آن مركز خویش قرار گیرد، و یك هفته بر آید، از خالق دستورى خواهد تا آن منزل خاصّ خویش را باز بینم، و حال وى باز دانم.

دستورى یابد، آن جان پاك بخاك در آید، و از دور بقالب خویش نگه كند، آن را نه برنگ خود بیند، و نه بر حال خود، آب بیند كه از چشم در ایستاده بجاى روشنایى، و از دهن در ایستاده بجاى گریانى.

بزارد و بنالد و بگرید، و باز گردد تا هفته دیگر، پس دیگر بار دستورى خواهد، آید، و جسد خود را بیند، در آن لحد تاریك، بزارى زار آن آب همه صدید شده، و بوى بگشته، از نخستین بار بیشتر گرید، و زارتر بود.

پس برود و به هفته دیگر باز آید. خورنده بیند براست و چپ روى وى، و آن جمال و كمال خلقت وى همه دیگرگون گشته. خورنده از چشم بیرون میآید، و در بینى میشود، و از بینى بیرون میآید، و در دهن میشود.

آنگه جان بفریاد آید، و گوید: آه صرت جیفة قذرة!
كجا است آن قدّ و بالاى تو كجاست آن جمال و كمال تو؟ كجاست آن صورت زیباى تو؟ كجاست آن محاسن نورانى تو؟ كجاست آن گفت دلرباى تو؟ كجااند عیال و فرزندان تو؟ كه از بهر ایشان بار كشیدى، و رنج بردى، تا به بینند حال و جاى تو، و عبرت گیرند بكار تو.
...

أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
مجاهد گفت: این آیت در شأن زنى فرو آمد كه دخترى داشت، و این زن مزدورى داشت از خانه بیرون فرستاد تا آتشپاره اى بخانه آرد. مزدور مردى را دید بر در خانه ایستاده، و میگوید: دخترى را زادند درین خانه؟ مزدور گفت: آرى. گفت: آن دختر نمیرد، تا آن گه كه قضاء فسق و فجور فراوان بر سر وى برود، و آنگه بعاقبت مزدور او وى را بخواهد، و آن گه مرگ او بعنكبوت بود.
مزدور از آن سخن در خشم شد، و كارد برداشت، و شكم آن دخترك بشكافت، و در بحر شد، و خویشتن را ناپدید كرد. آن دخترك را شكم بدوختند، و معالجت كردند، تا بحال صحّت باز آمد. چون بحدّ بلوغ رسید، سر در نهاد، و آنچه قضا بود از فجور بر سر وى برفت.
پس بساحل بحر شد، و آنجا مقام كرد، تا روزى كه آن مزدور از دریا بر آمد، و مالى فراوان با وى. پس
دلّاله را برخواند، و گفت: زنى با جمال از بهر من بخواه. دلّاله گفت: اینجا زنى است نیكوترین زنان بجمال، چنان كه میخواهى، امّا فاجره است، مگر كه تو او را بخواهى دست از فجور باز دارد.

آن زن بخواست، و هم چنان كرد، از فجور توبت كرد، و بعقد نكاح در تحت این مرد آمد. و این مزدور او را سخت دوست میداشت. روزى این مزدور سرگذشت خود باز گفت، و حكایت باز كرد. زن گفت: من آن جاریه ام كه تو شكم وى بشكافتى، و اینك نشان شكافتن و دوختن. مزدور گفت: مرگ تو بعنكبوت باشد چنان كه نشان داده اند، امّا من از بهر تو در میان صحرا كوشكى بسازم، و چندان بالا دهم كه عنكبوت آنجا نرسد. چنان كردند، و آن زن در قصر مینشست. آخر روزى عنكبوت در میان قصر پیدا گشت. این زن بترسید، و بر آشفت، و انگشت پاى وى بر آن عنكبوت آمد، او را در گزید. و از آن گزیدن اندامهاى وى سیاه گشت، و از دنیا برفت.
ربّ العالمین آیت فرستاد در شأن وى كه: أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَدَةٍ
از مرگ هیچكس نتواند گریخت، هر جا كه روید بشما در رسد.

- - , .

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 167 تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 23:12

... دست از مخلوق فرو دار، و بخالق بردار،
كه خداوند با وفا اوست، دهنده عطا و پوشنده خطا اوست، در مهربانى و كریمى بی همتا اوست.
دنیا

و گفته اند: كُفُوا أَیْدِیَكُمْ، معنى آنست كه:
دست از دنیا باز دارید، و در شهوات بر خود فرو بندید، و مال و جاه دنیا براندازید،
آنچه حرام است لعنت است، و آنچه حلالست محنت است، و آنچه افزونى است عقوبتست.
...
این دنیا ملعون است، سراى بینوایى و بیدولتى، طبل میان تهى، و بساط فرومایگى.

ربّ العزّة تا دنیا را بیافرید در آن ننگرسته، و آن را لعنت كرده، و دشمن داشته،
و هر چه در آن، بلعنت كرده مگر سه چیز:
ذكر خداوند جلّ جلاله، كه در دنیا است و نه از دنیا است.
دیگر مرد عالم كه مسلمانان را چون روشن چراغ و بر دل شیطان داغ است.
سیوم كسى كه جوینده علم است، و در راه دانش اندر منزل طلب است.
...
چون ازین سه درگذشت، زینهار گرد دنیا مگرد، كه روى معرفت سیاه كند، و جامه عصمت چاك گرداند.
خبر ندارى كه این دنیاى دنى دیرست تا بر مثال عروسى آراسته،
بر طارم نشسته، و از شبكه شكّ بیرون مینگرد، و با تو میگوید:


من چون تو هزار عاشق از غم كشتم

نابود بخون هیچكس انگشتم


على مرتضى (ع) آن هژبر درگاه رسالت و داماد حضرت نبوت، هر گه كه بدنیا بر گذشتى، دامن دیانت خویش فراهم گرفتى ترسان ترسان، و گفتى " غرّى غیرى یا دنیا! فقد تبتّك ثلاثا "
گفتند: اى عجبا، كه روان شیر مردان عصر از بیم ذو الفقار تو همه آب گشت، چنین از دنیا مى بترسى؟
گفتا: شما خبر ندارید كه این دنیا درختى خارآور است، دست هوى و حرص آن را بر كنار جوى عمر تو نشانده، اگر نه به احتراز روى خار آن در دامن عصمت تو افتد، و پاره پاره كند.
نشنیده اى كه در بدایت كار كه هنوز خار آن قوّت نگرفته بود، دامن درّاعه عصمت آدم چون می درید؟ اكنون كه خار آن قوى گشت، و روزگار برآمد با على بوطالب (ع) خود چه كند؟

مصطفى (ص) ازینجا گفت " حبّ الدّنیا رأس كلّ خطیئة "
تا دل بر آن كمتر نهند، و حذر كنند،
و ربّ العزّة جلّ جلاله گفت: قُلْ مَتاعُ الدُنْیا قَلِیلٌ وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَقى . تا رغبت كمتر نمایند، و از آن پرهیزند.


از كشف الأسرار و عُدة الأبرار
به تلگرام ما بپیوندید



مطالبی دیگر :
- کسی را از مرگ راه گریزی نیست
- اطاعت از رسول الله اطاعت از خداست
- اهلیت و امانت
- سزاوار صحبت خداوند ...
- ذلیل درگاه کریم , عزیزتر از همه کس
- رستگاران , خود را نستایند !
- خدا در دل مینگرد
- انواع شرک
- مقام محاسبت در قیامت
- مقام سؤال و اظهار حجّت در قیامت
- مقام سیاست در عالم قیامت
- تجلی ...
- توحید عارفان
- توحید,سرّ معارف و مایه دین
- یک نگاه دیگر به شرک
- همسایگان قرآنی !
- آیا واقعا متدین هستی ؟!
- لن ترانی و سه نگاه متفاوت !!
- راه بزرگان نارفته , حال بزرگان خواهى ؟!!
- خداوندی که بر مستضعفان آسان میگیرد
- بی مراعات بی مروتست
- توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
- خدای بخشاینده گنهکاران
- خدای نوازنده یتیمان
- خداوندا! اكنون كه برگرفتى بمگذار !
- تا كى آواز آید كه بیامرزیدیم مندیش !
- خداوندا !چه بود كه یك بار خود خوانى ؟!
- ظالمین نهایتا رسوا و بی یاور شده و در خذلان خواهند افتاد!
- ذاكران
- جز وى خداوند نیست و الهه زمینی هم نگیرید !
- همه مردنى اند و او زنده پاینده
- این قصه سربسته , روزى برگشایند !
- تلخی تحمل جفای خلق
- زنده واقعی نزد خداست
- اگر خدا یاری کند ... !
- معانی ظلم در قرآن کریم
- اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
- قیمت هر كسى چیست ؟!
- محمد (ص) و خدای محمد (ص) !
- خوشبختان بسرعت بسمت مغفرت خدا میروند
- روزگار قدرت بین مردم دست بدست میگردد!
- تو بخواه خدا می بخشد !
- دوستان خدا خوار نمیشوند !
- دنیا و آنچه در آنست همه بادست
- انواع هدایت در قرآن کریم
- آیت خاص فضیلت محمد (ص)
- عزیز هم شکوه میکند !!
- اصحاب مباهله پنج+یک (فخر جبرئیل بعضویت در اهل البیت)
- دلمشغوی و ذکر مدام, شرط دوستی
- دوستی , نسبت و تبعیت !
- هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
- آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
- قیامت , همانندی روی ها و دلها
- دوستان خدا محزون نباشند
- حکایت درویشان خدا
- هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
- حکمت , حقیقت و ثمره آن
- ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
- قبله های خلق !
- الله و اولیاء الله
- خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
- مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
- دیده برای دیدن دوست است
- موسی و لذت و بهجت کلام الهی
- ذکر و اقسام آن
- حرم ظاهر و حرم باطن !
- بنده و ارباب !
- حج عوام و حج خواص
- دری بگشا تا دری بگشاید
- مسلمانی ز سلمان جوی و ...
- آزمون سخت دوستی خلیل الله
- التحصین ابن فهد حلی (1)

- التحصین ابن فهد حلی (7)
- شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
- آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
- آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
- جام جهان نما ؛ شمس مغربی (2)
- جام جهان نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
... درون پیمایی (01)
... انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
... رساله در سفر مجدالدین بغدادی
... شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
... شرح رساله معرفت نجم الدین (9)

مطالب اخیر وبلاگ :
کسی را از مرگ راه گریزی نیست
آیا میخواهی خدا را آنگونه که دوست داری ببینی ؟!
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
چرا ابوالقاسم ؟!!
شیطان سفید (ملامین)
زهد فروشی !
مازندران ! سبز زرد!!!
تا شما نظرتان چه باشد؟
رنگین کمان های زیبا و دیدنی
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
نی و مولوی
گردن بند فمنیستی
دانلود مجله خواندنی های شماره 22 سال 1331
اطاعت از رسول الله اطاعت از خداست
من رفتنی ام !!!ارسالی به اعضای عزرائیل
دیوید هیوم و فلسفه اش و غوغای مادیگراهای بی معرفت
وجه تسمیه آمین + اهل تسنن
دانلود مجله خواندنی های شماره 23 سال1331
خواب و مرگ و زندگی و بهشت
هستی , چون هستی !
حدود محترم , معیار تعادل در کنکاش
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
آزادی مطبوعات و دیکتاتورها
آدمها و دیوارها !
اهلیت و امانت
لوایح عین القضاه همدانی ( 20 )
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
سزاوار صحبت خداوند ...
ذلیل درگاه کریم , عزیزتر از همه کس
نرمی و نرمخویی
رستگاران , خود را نستایند !
برتری خواهان بر مردم در آخرت مزدی ندارند
سکر شکر
خدا در دل مینگرد
انواع شرک
شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی
خیر پنهان
روی ماه خوبان دفاع مقدس ما ...
ز همراهان جدایی مصلحت نیست
معامله بی ضرر
خلعت لعنت
خریدار طرّار
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (169)
مرد آبستن
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (168)
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند
یک روی در دو محراب !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (167)
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
روزی حلال

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 166 تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 23:12

... دست از مخلوق فرو دار، و بخالق بردار،
كه خداوند با وفا اوست، دهنده عطا و پوشنده خطا اوست، در مهربانى و كریمى بی همتا اوست.
دنیا

و گفته اند: كُفُوا أَیْدِیَكُمْ، معنى آنست كه:
دست از دنیا باز دارید، و در شهوات بر خود فرو بندید، و مال و جاه دنیا براندازید،
آنچه حرام است لعنت است، و آنچه حلالست محنت است، و آنچه افزونى است عقوبتست.
...
این دنیا ملعون است، سراى بینوایى و بیدولتى، طبل میان تهى، و بساط فرومایگى.

ربّ العزّة تا دنیا را بیافرید در آن ننگرسته، و آن را لعنت كرده، و دشمن داشته،
و هر چه در آن، بلعنت كرده مگر سه چیز:
ذكر خداوند جلّ جلاله، كه در دنیا است و نه از دنیا است.
دیگر مرد عالم كه مسلمانان را چون روشن چراغ و بر دل شیطان داغ است.
سیوم كسى كه جوینده علم است، و در راه دانش اندر منزل طلب است.
...
چون ازین سه درگذشت، زینهار گرد دنیا مگرد، كه روى معرفت سیاه كند، و جامه عصمت چاك گرداند.
خبر ندارى كه این دنیاى دنى دیرست تا بر مثال عروسى آراسته،
بر طارم نشسته، و از شبكه شكّ بیرون مینگرد، و با تو میگوید:


من چون تو هزار عاشق از غم كشتم

نابود بخون هیچكس انگشتم


على مرتضى (ع) آن هژبر درگاه رسالت و داماد حضرت نبوت، هر گه كه بدنیا بر گذشتى، دامن دیانت خویش فراهم گرفتى ترسان ترسان، و گفتى " غرّى غیرى یا دنیا! فقد تبتّك ثلاثا "
گفتند: اى عجبا، كه روان شیر مردان عصر از بیم ذو الفقار تو همه آب گشت، چنین از دنیا مى بترسى؟
گفتا: شما خبر ندارید كه این دنیا درختى خارآور است، دست هوى و حرص آن را بر كنار جوى عمر تو نشانده، اگر نه به احتراز روى خار آن در دامن عصمت تو افتد، و پاره پاره كند.
نشنیده اى كه در بدایت كار كه هنوز خار آن قوّت نگرفته بود، دامن درّاعه عصمت آدم چون می درید؟ اكنون كه خار آن قوى گشت، و روزگار برآمد با على بوطالب (ع) خود چه كند؟

مصطفى (ص) ازینجا گفت " حبّ الدّنیا رأس كلّ خطیئة "
تا دل بر آن كمتر نهند، و حذر كنند،
و ربّ العزّة جلّ جلاله گفت: قُلْ مَتاعُ الدُنْیا قَلِیلٌ وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَقى . تا رغبت كمتر نمایند، و از آن پرهیزند.


از كشف الأسرار و عُدة الأبرار
به تلگرام ما بپیوندید



مطالبی دیگر :
- کسی را از مرگ راه گریزی نیست
- اطاعت از رسول الله اطاعت از خداست
- اهلیت و امانت
- سزاوار صحبت خداوند ...
- ذلیل درگاه کریم , عزیزتر از همه کس
- رستگاران , خود را نستایند !
- خدا در دل مینگرد
- انواع شرک
- مقام محاسبت در قیامت
- مقام سؤال و اظهار حجّت در قیامت
- مقام سیاست در عالم قیامت
- تجلی ...
- توحید عارفان
- توحید,سرّ معارف و مایه دین
- یک نگاه دیگر به شرک
- همسایگان قرآنی !
- آیا واقعا متدین هستی ؟!
- لن ترانی و سه نگاه متفاوت !!
- راه بزرگان نارفته , حال بزرگان خواهى ؟!!
- خداوندی که بر مستضعفان آسان میگیرد
- بی مراعات بی مروتست
- توبه , راهی که دوست مفتوح دارد !
- خدای بخشاینده گنهکاران
- خدای نوازنده یتیمان
- خداوندا! اكنون كه برگرفتى بمگذار !
- تا كى آواز آید كه بیامرزیدیم مندیش !
- خداوندا !چه بود كه یك بار خود خوانى ؟!
- ظالمین نهایتا رسوا و بی یاور شده و در خذلان خواهند افتاد!
- ذاكران
- جز وى خداوند نیست و الهه زمینی هم نگیرید !
- همه مردنى اند و او زنده پاینده
- این قصه سربسته , روزى برگشایند !
- تلخی تحمل جفای خلق
- زنده واقعی نزد خداست
- اگر خدا یاری کند ... !
- معانی ظلم در قرآن کریم
- اى مهتر كائنات! اى محمد (ص) نامت تا ابد جاودان
- قیمت هر كسى چیست ؟!
- محمد (ص) و خدای محمد (ص) !
- خوشبختان بسرعت بسمت مغفرت خدا میروند
- روزگار قدرت بین مردم دست بدست میگردد!
- تو بخواه خدا می بخشد !
- دوستان خدا خوار نمیشوند !
- دنیا و آنچه در آنست همه بادست
- انواع هدایت در قرآن کریم
- آیت خاص فضیلت محمد (ص)
- عزیز هم شکوه میکند !!
- اصحاب مباهله پنج+یک (فخر جبرئیل بعضویت در اهل البیت)
- دلمشغوی و ذکر مدام, شرط دوستی
- دوستی , نسبت و تبعیت !
- هیچ در اندیشه ی که چون بود حال ما روز رستاخیز ؟!
- آل سعود و بیخبری از آیات الهی (وقتی پرده دار حرم غاصب است و بیخبر)
- قیامت , همانندی روی ها و دلها
- دوستان خدا محزون نباشند
- حکایت درویشان خدا
- هدایت فقط کار خداست و در این امر شریک نمیخواهد
- حکمت , حقیقت و ثمره آن
- ترفندهای مشتاقان گفتگو با محبوب
- قبله های خلق !
- الله و اولیاء الله
- خدای غفار در خور خویش با بندگان معاملت کند نه در خور بندگان!
- مقر به لا اله الا الله نمی سوزد
- دیده برای دیدن دوست است
- موسی و لذت و بهجت کلام الهی
- ذکر و اقسام آن
- حرم ظاهر و حرم باطن !
- بنده و ارباب !
- حج عوام و حج خواص
- دری بگشا تا دری بگشاید
- مسلمانی ز سلمان جوی و ...
- آزمون سخت دوستی خلیل الله
- التحصین ابن فهد حلی (1)

- التحصین ابن فهد حلی (7)
- شرح دو بیت از مثنوی (لاهیجی)
- آیین رهروان در سیر و سلوک (1)
- آیین رهروان در سیر و سلوک (10)
- جام جهان نما ؛ شمس مغربی (2)
- جام جهان نما ؛ شمس مغربی (1)
... السائر الحائر (1)
... السائر الحائر (3)
... رساله مشواق فیض کاشانی (01)
... رساله مشواق فیض کاشانی (04)
... شرح اصطلاحات عرفانی
... بحرالمعارف همدانی جلد دو ( 80 )

... انسان کامل ( 35) آخرین قسمت
... درون پیمایی (01)
... انسان کم نیست ... !
... اوصاف الاشراف خواجه نصیر (06 )
... شب و راز شب و شب پیمایی ( و خاطراتی از دوران نوجوانی )
... رساله در سفر مجدالدین بغدادی
... شرحی بر گلشن راز لاهیجی (7)
... شرح رساله معرفت نجم الدین (9)

مطالب اخیر وبلاگ :
کسی را از مرگ راه گریزی نیست
آیا میخواهی خدا را آنگونه که دوست داری ببینی ؟!
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (173)
چرا ابوالقاسم ؟!!
شیطان سفید (ملامین)
زهد فروشی !
مازندران ! سبز زرد!!!
تا شما نظرتان چه باشد؟
رنگین کمان های زیبا و دیدنی
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (172)
نی و مولوی
گردن بند فمنیستی
دانلود مجله خواندنی های شماره 22 سال 1331
اطاعت از رسول الله اطاعت از خداست
من رفتنی ام !!!ارسالی به اعضای عزرائیل
دیوید هیوم و فلسفه اش و غوغای مادیگراهای بی معرفت
وجه تسمیه آمین + اهل تسنن
دانلود مجله خواندنی های شماره 23 سال1331
خواب و مرگ و زندگی و بهشت
هستی , چون هستی !
حدود محترم , معیار تعادل در کنکاش
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (171)
آزادی مطبوعات و دیکتاتورها
آدمها و دیوارها !
اهلیت و امانت
لوایح عین القضاه همدانی ( 20 )
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (170)
سزاوار صحبت خداوند ...
ذلیل درگاه کریم , عزیزتر از همه کس
نرمی و نرمخویی
رستگاران , خود را نستایند !
برتری خواهان بر مردم در آخرت مزدی ندارند
سکر شکر
خدا در دل مینگرد
انواع شرک
شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی
خیر پنهان
روی ماه خوبان دفاع مقدس ما ...
ز همراهان جدایی مصلحت نیست
معامله بی ضرر
خلعت لعنت
خریدار طرّار
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (169)
مرد آبستن
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (168)
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند
یک روی در دو محراب !
تفسیر سوره نساء.كشف الأسرار و عُدة الأبرار (167)
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
روزی حلال

توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 176 تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 18:36

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:خدایا ... در این شبهای نزدیک به عید سرِ هیچ کودکی را گرسنه بر بالینش و حسرت خرید لباس عید رو بّر دلِ هیچ کودکی در سرزمینم هم نگذار... آمین...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... دلم سوخت یاد دوران کودکی خودم افتادم و رنج پدر و مادر هایی را که در عید شرمنده فرزندان خود میشوند را من با تمام وجودم حس میکنم.
خدایا این جامعه را اصلاح فرما . انهایی که دستشان بدهنشان میرسد اگر باندازه یک شب شام خود در سال بخواهند آنهم آبرومندانه و پنهانی به همسایه یا آشنای فقیر و بخصوص فقیر آبرومند کمک کنند خدا را آنچنانکه خود دوست دارند خواهند یافت !
خدا خودش خداست و آنطوریکه ما دوست داریم ؛ نه میشود و نه خواهد شد .
اما تجربه کن ببین در این یک مورد چه نتیجه ای میگیری


به تلگرام ما بپیوندید

مطالب دیگر از وبلاگ :


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد

- - , .

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 208 تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 6:52

پیر طریقت اینجا گفته:
اولیتر بتیمار خوردن از آن كسى نیست كه از ازل خویش او را بى آگهیست!
غافل بودن از ابد خویش از نادانى است، میان بوده و و بودنى این خواب غفلت چیست؟
آدمى را میان دو موج از آتش چه جاى بازیست؟! أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
...
گفتا: چون جان پاك از آلایش بشریّت مرغ وار از قفص خاك بیرون آید، و سوى عالم علوى قصد آشیان عزّت كند، چون بر آن مركز خویش قرار گیرد، و یك هفته بر آید، از خالق دستورى خواهد تا آن منزل خاصّ خویش را باز بینم، و حال وى باز دانم.

دستورى یابد، آن جان پاك بخاك در آید، و از دور بقالب خویش نگه كند، آن را نه برنگ خود بیند، و نه بر حال خود، آب بیند كه از چشم در ایستاده بجاى روشنایى، و از دهن در ایستاده بجاى گریانى.

بزارد و بنالد و بگرید، و باز گردد تا هفته دیگر، پس دیگر بار دستورى خواهد، آید، و جسد خود را بیند، در آن لحد تاریك، بزارى زار آن آب همه صدید شده، و بوى بگشته، از نخستین بار بیشتر گرید، و زارتر بود.

پس برود و به هفته دیگر باز آید. خورنده بیند براست و چپ روى وى، و آن جمال و كمال خلقت وى همه دیگرگون گشته. خورنده از چشم بیرون میآید، و در بینى میشود، و از بینى بیرون میآید، و در دهن میشود.

آنگه جان بفریاد آید، و گوید: آه صرت جیفة قذرة!
كجا است آن قدّ و بالاى تو كجاست آن جمال و كمال تو؟ كجاست آن صورت زیباى تو؟ كجاست آن محاسن نورانى تو؟ كجاست آن گفت دلرباى تو؟ كجااند عیال و فرزندان تو؟ كه از بهر ایشان بار كشیدى، و رنج بردى، تا به بینند حال و جاى تو، و عبرت گیرند بكار تو.
...

أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
مجاهد گفت: این آیت در شأن زنى فرو آمد كه دخترى داشت، و این زن مزدورى داشت از خانه بیرون فرستاد تا آتشپاره اى بخانه آرد. مزدور مردى را دید بر در خانه ایستاده، و میگوید: دخترى را زادند درین خانه؟ مزدور گفت: آرى. گفت: آن دختر نمیرد، تا آن گه كه قضاء فسق و فجور فراوان بر سر وى برود، و آنگه بعاقبت مزدور او وى را بخواهد، و آن گه مرگ او بعنكبوت بود.
مزدور از آن سخن در خشم شد، و كارد برداشت، و شكم آن دخترك بشكافت، و در بحر شد، و خویشتن را ناپدید كرد. آن دخترك را شكم بدوختند، و معالجت كردند، تا بحال صحّت باز آمد. چون بحدّ بلوغ رسید، سر در نهاد، و آنچه قضا بود از فجور بر سر وى برفت.
پس بساحل بحر شد، و آنجا مقام كرد، تا روزى كه آن مزدور از دریا بر آمد، و مالى فراوان با وى. پس
دلّاله را برخواند، و گفت: زنى با جمال از بهر من بخواه. دلّاله گفت: اینجا زنى است نیكوترین زنان بجمال، چنان كه میخواهى، امّا فاجره است، مگر كه تو او را بخواهى دست از فجور باز دارد.

آن زن بخواست، و هم چنان كرد، از فجور توبت كرد، و بعقد نكاح در تحت این مرد آمد. و این مزدور او را سخت دوست میداشت. روزى این مزدور سرگذشت خود باز گفت، و حكایت باز كرد. زن گفت: من آن جاریه ام كه تو شكم وى بشكافتى، و اینك نشان شكافتن و دوختن. مزدور گفت: مرگ تو بعنكبوت باشد چنان كه نشان داده اند، امّا من از بهر تو در میان صحرا كوشكى بسازم، و چندان بالا دهم كه عنكبوت آنجا نرسد. چنان كردند، و آن زن در قصر مینشست. آخر روزى عنكبوت در میان قصر پیدا گشت. این زن بترسید، و بر آشفت، و انگشت پاى وى بر آن عنكبوت آمد، او را در گزید. و از آن گزیدن اندامهاى وى سیاه گشت، و از دنیا برفت.
ربّ العالمین آیت فرستاد در شأن وى كه: أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیَدَةٍ
از مرگ هیچكس نتواند گریخت، هر جا كه روید بشما در رسد.

- - , .

يكجا نشين...

ما را در سایت يكجا نشين دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 154 تاريخ: جمعه 30 بهمن 1394 ساعت: 6:52

صفحه بندی